تبليغاتX
عروسک کوچولو - اوقات فراغت یه ایرانی

عروسک کوچولو

مانده ام با غم هجران نگارم چه کنم؟ عمر بگذشت و ندیدم رخ یارم چه کنم؟

 

میشینی پای تلوزیون که مثلا یه خورده هم شبکه های ملی رو ببینی. تلوزیون رو روشن میکنی. شبکه ی اول داره یه فیلم نشون میده. طبق معمول تو فیلم یکی گم شده و تمام عوامل فیلم به شدت دارن دنبال گمشده میگردن شما فکر کنین مهر مادری... و یه نفر رو بالاخره گیر میارن و تمام بدنشو نگاه میکنن ببینن نشونه ایی، خالی، ردپایی از قدیما رو بدنش نیست. کانال رو عوض میکنی. شبکه ی دو. یه آقایی اومده جلوی دوربین و  داره اخبار میگه! : امروز یه نوجوون لبنانی واسه ایینکه برق نداشتن دیکته شبشو ننوشته و معلمش با خط کش آهنی حسابی کتکش زده (ای بابا) خوب اینم از اخبار میخوای بری تلویزیونو بشکنی اما خودتو کنترل میکنی و کانال رو عوض میکنی. اما ببیندگان عزیز به تازگی یک سری پرونده در کاخ سفید کشف شده که نشان میده جورج بوش اصلا آدم درس خوانی نبوده. در این پرونده ها کشف شده که جورج بوش زمانیکه کلاس پنجم بوده در درس تاریخ و مدنی نمره ی نه گرفته،  در یکی دیگه از پرونده ها نوشته شده   جورج بوش زمانی که ده سالش بوده میره بقالی سر کوچه شون و چون صاحب بقالی چشمش کور بوده جورج بوش از این موقعیت سواستفاده کرده و یه آدامس شیک میدزده. وقتی به خانه میره پدر ومادرش میفهمند که دزدی کرده و بوش پدر اورا با کمربند سیاهو کبود میکنه تا دیگه این کار رو تکرار نکنه و این نشان میدهد که پدر ومادر بوش هیچگاه از اوراضی نبوده اند . کانال رو عوض میکنی. شبکه ی چهار. داره رازبقا نشون میده. بره ها درسن سه سالگی ازدواج میکنن ! مراسم ازدواج آنها بسیار ساده است و آنها هیچ مهریه ایی ندارن و توقع بیجا از داماد ندارن. ما انسانها نیز باید از این حیوانات یاد بگیریم که از ما عاقل ترند. دیگه لازم نیست کانالا رو عوض کنی،میری میشینی پای کامپیوتر میخای کانکت شی به اینترنت بد از 10 دیقه سر کله زدن با مخابرت بلاخره با سلام صلوات وصل میشی.. الان تازه اول بدبختیته احتمالا اکثر سایتا فیلتره به ناچار میری تو این سایت در پیت جدیده چی بود اسمش(شوخی) 

www.marshalclub.com  

اولین جمله ای که میاد جلو چشات (خطا آقا جون برو فلش پلیر دانلود کن) سرگرمی که به این 

راحتیا نیست

خلاصه با هزار دنگ و فنگ دانلودش میکنی ثبت نام هم با فلاکت میکنی

وارد که میشی اولین چیزی که میبینی عکش امیر تپله خودمونه بازم توی داروگربا خودت میگی ما هر جا میریم عکس اینو بایاد ببینیم  

عرق سردی رو پیشونیت نشسته

دیگه حال اینترنتم نداری

خوببببب... 

 اوقات فراغتت به اندازه ی کافی پر شد !... شب شده و میخوای بری حموم. ایضا لباساتو درمیاری تا میخوای بری زیر دوش برق میره. خوب باید بیای بیرون دیگه نمیشه که با یه شمع بری حموم. دوباره لباساتو میپوشی و به خودت میگی: آب نداریم، برق نداریم، اتاق مناسب نداریم عوضش ایرانی هستیم و به ایرانی بودن خودم افتخار میکنم ! آب نداریم به جهنم عوضش خونگرمیم ! برق نداریم به درک عوضش مهمون نوازیم ! خونه نداریم اشکال نداره عوضش با جون و دل به همنوعمون کمک میکنیم،یه مملکت امن داریم...که همین خودش همه چیه... عوضش انسانیت داریم. آب و برق میخوام چکار انسانیت مهمه !و به این افتخار میکنیم که عاطفی ترین ادامهای دنیا ییم... تصمیم میگیری بری بخوابی و حداقل واسه چن ساعت همه چی یادت بره . کم کم دیگه داره خوابت میبره که یه دفعه ی با صدای ضبط ماشین همسایه از جات میپری بیرون. انگار همسایه هاتون تازه از عروسی برگشتن. انگار از اون آبای رنگی هم خوردن و هنوز هم توحال و هوای عروسی هستن. میخوای بری زنگ بزنی ۱۱۰ بگی اینا مزاحم شدن اما یاد رفاقت چندین ساله ی مامانت و مهین خانوم میفتی و پشیمون میشی. به خودت میگی: اشکال نداره اینا همسایه هستن غریبه که نیستن بذار خوش باشن. بعد از ساعت ها اثر اون آبای رنگی تموم میشه و نخود نخود هرکه رود خانه ی خود ! توهم موفق میشی بخوابی و برای چن ساعت هم که شده زندگی کنی!!!

عجب روز خوبی. من و مامان و امرسان

+نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت9توسط فاطمه پروین | |