تبليغاتX
عروسک کوچولو - توصیه هایی برای سادیسمی شدن !

عروسک کوچولو

مانده ام با غم هجران نگارم چه کنم؟ عمر بگذشت و ندیدم رخ یارم چه کنم؟

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمودند:

أبَوا هِذِهِ الاْمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىٌّ، يُقْيمانِ أَودَّهُمْ، وَ يُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إنْ أطاعُوهُما، وَ يُبيحانِهِمُ النَّعيمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.

حضرت محمّد (صلى الله عليه وآله) و علىّ (عليه السلام)، والِدَين اين امّت هستند، چنانچه از آن دو پيروى كنند آن ها را از انحرافات دنيوى و عذاب هميشگى آخرت نجات مى دهند; و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.

(تفسير الإمام العسكرى (عليه السلام): ص 330، ح 191، بحارالأنوار: ج 23، ص 259، ح 8.

 


 

نمکدون
alimerikhi@yahoo.com

 


 

يک لبخند
toraj_fal@yahoo.com

احمد : تو امتحان چی کار کردی؟
علی : ورقه مو سفید دادم .
احمد : ای داد و بیداد دیدی چی شد، آخه من هم ورقمو سفید دادم ،می ترسم اونا فکر کنن ما تقلب کردیم !!


پدر: احمد چرا با علی دعوا کردی ببین لباسا ت همه پاره پاره شده؟ باید یک لباس دیگه بخریم برات
احمد : ولی پدر علی باید یک علی دیگه بخره .


مادر برای این که قرص بچشو به او بخوراند آن قرص را در میان یک عدد شیرینی گذاشت و به بچه اش داد ، وقتی بچه شیرینی را خورد، مادر پرسید: ببینم خوشمزه بود؟
کودک : آره مامان جون فقط یک دونه هسته داشت که انداختمش دور


کودک : بابا جون اردنگی یعنی چی؟
پدر : موقعی که من و مامانت با هم دعوامون میشه و منو از خونه بیرون میکنه ، اگه نگاه کنی میبینی با اردنگی از خونه پرت میشم تو خیابون !!
 


 

آل ياسين
hra62302@yahoo.com

امانت فاطمه

به یادمان مانده است که یک روز، پدری آسمانی رو به امتی سست عنصر فرمود: من می روم اما دو چیز گرانبها از خود به جا می گذارم، قرآن و عترتم.
به یادمان مانده که عترتش یعنی فاطمه اش را میان کوچه ها سیلی زدند و پشت در پهلو شکستند.
به یادمان مانده است مردمی سنگدل گریستن را هم بر او حرام دانستند و به علی گفتند: فاطمه را بگو یا شب گریه کند یا روز.
به یادمان مانده است فاطمه گریزان از مردمی خائن به امانت پدر، زیر آفتاب گرم روی خاکهای بیابان زانو می زد، اشک می ریخت و با خدا راز و نیاز می کرد.
به یادمان مانده است که فاطمه واسطۀ خلقت بود و خدا نخواست شاهد رنجش باشد. پس او را به مهمانی خود خواند.
اما از یادمان رفته است که در این زمانه دل فرزند فاطمه شکسته تر است.
از یادمان رفته است که هر چند فرزند او ما را رها نکرد و در حقمان کوتاهی روا نداشت، ما او را فراموش کردیم و در حقش کوتاهی روا داشتیم.
از یادمان رفته است که او نیز چون مادر، بیابان نشین شده و منتظر است تا ما دست برآریم و آمدنش را از خدا بخواهیم.
به یادمان مانده است مردم آن روز امانت پیامبر را پهلو شکستند اما از یادمان رفته است که ما امانت فاطمه را هر روز نه پهلو که دل می شکنیم و نه سیلی که خنجر می زنیم و نه از دشمنان که از ما گریزان شده.

 


 

ترجمه اخبار ترکيه
uzakyol@gmail.com

دور کردن شیطان از جسم کودکان و نوزادان!

این عکسها مربوط هست به شهر کاستریلو در اسپانیا!
در این شهر، هرساله مردم طبق یک آآئین مسیحیت کاتولیک برای دور کردن شیطان از جسم کودکان و نوزادان(!) آنها را روی زمین می خوابانند و از روی 5 تا شش نوزاد هراسان و وحشتزده عبور می کنند!

 


 

پرسش از اسلام
zahra4066@yahoo.com


پيرامون مصائب حضرت زهرا
سلام الله عليها



 

سوال:

الف. پيرامون حضرت زهرا ـسلام الله عليهاـ صحبتهايي مي‌شود مبني بر آتش زدن درب خانه و شكستن پهلوي آن حضرت، اين كلام تا چه اندازه صحت دارد؟
ب. كدام يك از ايام فاطميه به حقيقت نزديكتر است؟
ج. كتابهايي راجع به حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ را که ما مي‌توانيم از آنها استفاده كنيم نام ببريد؟

 

پاسخ:

آن چه در تاريخ اسلام بعد از رحلت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ روي داد، مايه شگفتي انسانهاي باوجدان تاريخ است. قضاياي بعد از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه ريشه تمام آنها به جريان سقيفه و غصب حق مسلّم علي ـ عليه السلام ـ بر مي‌گردد. ظلمهايي كه در حق حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ روا داشتند، به خاطر دفاع از ولايت بود، غصب فدك اولين حركت كرد تا گران بود تا دست اهل بيت را از ميراث نبوت كوتاه كنند وعلي و خاندان او را شديداً تحقير نمودند و در محاصره شديد اقتصادي و فكري و روحي قرار دهند.
هجوم به خانه وحي و هجوم به خانة‌ كسي كه عزيزترين افراد به پيامبر و نزديكترين انسان به خاتم نبوت بود. پاره تن پيامبر! يكي از جنايات فراموش ناشدني تاريخ است، كه در منابع معتبر اهل سنت و شيعه آمده است.[1]
عده‌اي مرتكب جنايت شدند و حكومت را غصب كردند خليفه اول بسيار زود دست از آن برداشت و دومي را جانشين خود كرد ـ در حالي كه اينها مدعي بودند پيامبر جانشيني انتخاب نكرده است ـ اگر پيامبر جانشين انتخاب نكرد، خليفه اول چرا برخلاف سنت پيامبر عمل كرد. بايد او نيز جانشيني انتخاب نمي‌كرد. خليفه دوم نيز يك روش اختراع كرد و شوراي شش نفره تعيين نمود تا تكليف خلافت را روشن كند. در اين ميان وجدان بيدار و سالم هر انسان پاك فطرت تاريخ از اين آقايان سؤال مي‌كند كه شما به اندازه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به دين خدا دلسوز بوديد و يا علم شما بالاتر از آن حضرت بود. پس چرا مدعي هستيد آن حضرت، جانشين تعيين نكرده و چرا شما براي خود جانشين انتخاب كرديد.[2]
اين وقايع به وجود آمد و تاريخ امروز چون آينه پيش روي ماست. عده‌اي ايمان خود را خراب كردند براي چند روز حكومت دنيوي، و كسي نيست از منكران ظلم به حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ سؤال كند كه شما چرا منكر اعمال زشت آنها هستيد؟ چرا عمل زشت آنها را توجيه مي‌كنيد. به شما چه سودي از اين جريان خواهد رسيد. آيا شما هم دوست داريد، مثل آنها گرفتار عذاب الهي شويد! سؤال كننده محترم و عزيز شما خودتان وجدان بيداري داريد، اگر چنين چيزي واقع نشده است چرا منكران آن اين همه پافشاري بر رد اين گونه اعمال خلفا مي‌نمايند.
چون حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ خيلي مظلوم است هر كس منكر اين مظلوميت شود، او نيز در حق آن حضرت ظلم نموده است. بنابراين گرفتاري دنيوي براي او قبل از گرفتاري اخروي است، آن چه را كه علماي اهل سنت به طور اجماع درباره حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ نقل كرده‌اند. هجوم طرفداران كودتاي سقيفه به فرماندهي خليفه دوم به خانه زهرا ـ سلام الله عليها ـ مي‌باشد. علماي اهل سنت تا اين جا نقل مي‌كنند و برخي از آنها تمام وقايع را مي‌نويسند، ولي برخي از آنها روي وقايع بعد از هجوم سرپوش مي‌گذارند و پنهانكاري مي‌كنند، و مورد ديگري كه علماي اهل سنت بدان تصريح كرده‌اند، اختفاي تشييع جنازه و دفن حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ و پشيماني هر دو خليفه از عملشان و برخوردشان با زهرا ـ سلام الله عليها ـ نيز يك دليل بر وقوع آن حوادث است، دليل ديگر اين كه بعد از مستقر شدن ابوبكر در خلافت طرفداران او و خليفه دوم براي راضي نمودن زهرا ـ سلام الله عليها ـ به در خانه آن حضرت رفتند، آن حضرت از آنها روي برگرداند و با آنها صحبت نكرد، اگر ظلمي به آن حضرت نكرده بودند، براي چه از آن حضرت معذرت خواهي مي‌نمودند و چرا حضرت با آنها حرف نزد و روي از آنها برگرداند.[3]
و هم چنين دليل ديگري بر وقوع اين حوادث وجود دارد و آن نامه‌اي است كه خليفه دوم به معاويه نوشت و به آنها اقرار كرده است.[4] و دليل ديگر: نامه‌اي است كه معاويه به محمد بن ابي بكر درباره رفتار خليفه اول و دوم و سوم با اهل بيت و اصل جريان كودتاي سقيفه نوشته است.[5] علاوه بر اينها بيشتر علماي اهل سنت كه با وجدان بوده‌اند به اين حوادث اشاره نموده‌اند. در اين باره مي‌توانيد به كتاب احراق بيت فاطمه، نوشتة غيب غلامي و چشمه‌اي در بستر، نوشتة مهدي پور سيد آقايي مراجعه كنيد.
ايام فاطميه دوم بيشتر مورد توجه علماي شيعه مي‌باشد. اگر چه ذكر و ياد حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ در هر حال داراي آثار معنوي بوده و مورد توجه خداوند متعال است. چون حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ مادر يازده امام معصوم ـ عليهم السلام ـ است. و از طرفي همسر مورد علاقه شديد امام امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ است. از همه بالاتر يگانه دختر پيامبر اكرم و خاتم النبيين ـ صلّي الله عليه و آله ـ است. علاوه بر اين فضائل استثنايي خود آن حضرت،‌ از لحاظ معنوي داراي كمالات فوق العاده مي‌باشد. چنان چه اگر عبادات و تقوي و ايثار و تواضع و كرامات و ساير خصلت‌هاي فردي و عاليه انساني آن حضرت بيان شود و براي شما معرفي گردد، ‌به مقام بلند آن بانوي گرانقدر كه سيدة النساء العالمين است، پي خواهيد برد.
براي آشنايي بيشتر مي‌توانيد به مطالعه ترجمه كتاب فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفي، نوشتة آقاي رحماني همداني و كتاب بانوي نمونه اسلام نوشته آقاي اميني مراجعه بفرمائيد. البته كتابهايي زيادي در اين باره نوشته شده است از جمله كتاب آقاي قزويني.
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد:
?فاطمه پاره تن من است هر كه او را شاد كند، مرا شاد كرده است و هر كه او را آزار دهد مرا آزرده است?.
عايشه همسر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ گفته است: وقتي فاطمه به پيش رسول خدا مي‌آمد براي احترام او بر مي‌خاست و دستهاي او را ـ فاطمه را ـ پيامبر مي‌بوسيد... .
(منتهي الامال، ج 1، ص 253 ـ 254)

-----------------------------------
[1] . يعقوبي، تاريخ يعقوبي، ج 2، دار صادر بيروت، ص 126 ـ 137؛ و طبري، تاريخ، ج 2، ص 619، بيروت،‌دار صادر؛‌بلاذري، انساب الاشراف، ج 1، قاهره، دار المعارف، ص 586؛ ابن عبدربه، عقد الفريد، ج 5، چ مصر، ص 12؛ ابن قتيبه، الامامه و السياسه، قم، منشورات رضي، ص 12؛ و ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 2، بيروت، دار احياء التراث، ص 21؛ و سليم بن قيس، اسرار آل محمد، انتشارات دار الفنون، ص 25؛ و طبري، دلائل الامامه، قم، دار الخائر، 1383، ص 45.
[2] . ر.ك: به فصلنامه صبا، ش 1، ناشر مركز مطالعات حوزه با همكاري صدا و سيما.
[3] . ابن قتيبه دينوري، الامامه و السياسه، قم، منشورات زاهدي، 1363، ص 11 ـ 15، و انتشارات شريف رضي، 1413، ص 30؛ و عمر بن محمد موصلي، مناقب آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ، بيروت، مؤسسه اعلمي، 1424، ص 85؛ الغدير، ج 7، (اعتذار خليفه الي الصديقه)، چ دوم، اسلاميه، 66، ص 228.
[4] . مجلسي، بحار، ج 30، چ اول، بيروت، دار الرضا، بي‌تا، ص 286.


 

مطالب ارسالي اعضا گروه

 

firef0x2@yahoo.com

آموخته ام

او که می گوید
خطوط خسته ی موازی
هرگز به آن بوسه ی مشترک نمی رسند
چیزی از امتداد حوصله ی نقطه ها
در خواب سربسته ی این دایره نمی داند
ورنه می فهمید
مخفی ترین مگوهای پرگار
در گردش نابه هنگام کدام حادثه پنهان است
اگر پروانه از اشتیاق عجیب رهایی نبود
چطور می توانست
در وهم خاموش پیله
از عطر نور و نماز نرگس باخبر شود ؟
من این راز به هر کس مگوی معمولی را
از اصرار اینه بر شکستن خویش آموخته ام
که عشق مکافات زنانه ترین رویاهای آدمی ست
پس تو ، قیچی پرگوی بی خبر
رحمت این همه حذف بی چرا را چه می کشی ؟
در بارش بی قرار این همه نقطه چین
دیگر دست خط حرام هیچ علاقه ای
سنگسار نخواهد شد

 

 

ashege_shahadat_84@yahoo.com

مديون خون کيستيد؟

شيعيان! مديون خون کيستيد؟
زنده از رقص جنون کيستيد؟
کيست تا اسلام را ياري کند؟
حکم حق را در زمين جاري کند؟
شيعيان فرهنگ عاشورا چه شد؟
پرچم خون رنگ عاشورا چه شد؟
کيست تا پرچم به دوش خون کشد؟
شيعه را از خواب خوش بيرون کشد؟
گفت مولاکل ارض کربلا
شيعه يعني غربت و رنج و بلا
کربلاغوغاست ساز و برگ کو؟
ظهر عاشوراست شور مرگ کو؟
ظهر عاشورا ?فاين تذهبون?؟
?لم تقولان، مالاتفعلون?؟

 

 

tinaaa_mp@yahoo.com

بهترین قلب دنیا

روزی مردجوانی وسط شهری ایستاده بود وادعا می کرد که زیباترین قلب دنیا را در تمام آن منطقه دارد. جمعیت زیادی جمع شدند. قلب او کاملا سالم بود وهیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود. پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده اند.
مرد جوان در کمال افتخار و وبا صدایی بلندتر به تعریف از قلب خود می پرداخت. ناگهان پیرمردی جلو جمعیت آمد و گفت: اما قلب تو به زیبایی قلب من نیست. مرد جوان وبقیه جمعیت به قلب پیرمرد نگاه کردند . قلب او با قدرت تمام می تپید. اما پر از زخم بود. قسمت هایی از قلب او برداشته شده و تکه هایی جایگزین آنها شده بود، اما آنها به درستی جاهای خالی را پرنکرده بودند وگوشه هایی دندانه دندانه درقلب او دیده می شد . دربعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه ای آنها را پرنکرده بود .مردم با نگاهی خیره به اومی نگریستند و با خود فکر می کردند که این پیرمرد چطور ادعا می کند که قلب زیباتری دارد. مردجوان به قلب پیرمرد اشاره کرد و خندید و گفت: تو حتما شوخی می کنی ! قلبت رابا قلب من مقایسه کن، قلب تو تنها مشتی زخم و خراش وبریدگی است . پیرمرد گفت درست است . قلب تو سالم به نظر می رسد اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمی کنم. می دانی هرزخمی نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده ام . من بخشی از قلبم را جدا کرده ام وبه او بخشیده ام . گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است که به جای آن تکه بخشیده شده قرار داده ام ، اما این دو عین هم نبوده اند.
گوشه هایی دندانه دندانه بر قلبم دارم که برایم عزیزند ، چرا که یادآور عشق میان دو انسان هستند . بعضی وقتی ها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده ام اما آنها چیزی از قلب خود را به من نداده اند این ها همین شیارهای عمیق هستند گرچه دردآورند، اما یادآورعشقی هستند که داشته ام. امیدوارم که آنها هم روزی بازگردند و این شیارها ی عمیق را با قطعه ای که من در انتظارش بوده ام پر کنند پس حالا می بینی که زیبای واقعی چیست ؟ مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد . در حالی که اشک از گونه هایش سرازیر می شد به سمت پیرمرد رفت . از قلب جوان و سالم خود قطعه ای بیرون آورد و با دست های لرزان به پیرمرد تقدیم کرد. پیرمرد آن را گرفت و در قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را در جای زخم قلب مرد جوان گذاشت . مرد جوان به قلبش نگاه کرد، سالم نبود ولی از همیشه زیباتر بود .

 

 

neda5908@yahoo.com

>>دستور آشپزی هفته<<
بادمجان پلو

مواد لازم:
گوشت ماهیچه گوسفندی 250 گرم
پیاز یک عدد
بادمجان پوست کنده 4 عدد
برنج دو پیمانه
پودر زیره، نمک، فلفل، زعفران به میزان لازم
زرشک نصف پیمانه

طرز تهیه:
گوشت را با پیاز و نمک و فلفل و کمی زعفران بپزید و اجازه بدهید تا آب آن کاملا کشیده شود و جمع شود.
بادمجانها را پوست گرفته بعد از آن که در آب نم خیس کردید تا تیزی آن گرفته شود، سپس اجازه بدهید تا آب آن کاملا گرفته شده و بادمجان خشک شود، حالا آنها را به صورت ورقه های یک سانتی برش بزنید و کمی نمک روی آنها بپاشید بعد ورقه های بادمجان را در کمی روغن خوب سرخ کنید تا کاملا دوطرف ورقه ها سرخ شود سپس آنها را در یک توری سیمی قرار بدهید تا روغن آن کاملا جدا شود
برنج را آبکش کنید و به دلخواه برای ته دیگ از نان یا سیب زمینی یا ورقه های بادمجان خام استفاده کنید. حالا یک کفگیر برنج بریزید روی آن یک ردیف بادمجان بچینید، کمی پودر زیره، فلفل و زعفران بریزید بعد چند قطعه گوشت روی آن گذاشته کمی زرشک تفت داده شده بپاشید دوباره یک ردیف برنج، بادمجان، ادویه، گوشت و زرشک تا مواد تمام شود ترجیحا در آخرین لایه از برنج خالی استفاده بفرمایید. 

شاد باشيد و برقرار
آشپزباشي ندا
http://www.parsplanet.com
http://delkadeh.parsgig.com

 

 

 

hamed.1360@yahoo.com

در عزاداري ایام فاطمیه چه كنيم؟

آيت‌الله جوادي آملي در خطبه‌هاي نماز جمعه اين هفته قم ضمن تسليت سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) رهنمودهايي درباره عزاداري در اين ايام بيان كرد كه چكيده آنها به قرار زير است :

ــ ايام فاطميه نبايد تنهابه عزاداري خلاصه شود بلكه بايد بخشي را هم به تدريس و تبيين خطبه‌هاي آن حضرت پرداخت.

ــ بخشي از خطبه‌هاي حضرت فاطمه زهرا (س) هم‌سطح با خطبه‌هاي حضرت علي (ع) درنهج البلاغه است ؛ لذا بايد بيش از اين، به اين خطبه‌ها توجه شود.

ــ البته در سال‌هاي اخير خطبه حضرت فاطمه هاي زهراء(س) مورد توجه قرار گرفته و عده اي به شرح و حفظ آن پرداخته‌اند ؛ اما عزاداري‌هاي ايام فاطميه هم نبايد تنها در عزا و مرثيه‌سرايي خلاصه شود بلكه بايد درس‌هايي از خطبه‌هاي حضرت فاطمه (س) را براي مردم بيان كرد.

ــ بايد در مورد برخي سخنان آن حضرت تحقيق و پژوهش علمي صورت گيرد و خطبه هاي حضرت فاطمه زهرا(س) در مراكز علمي كشور تدريس شود.

ــ در فضاي عمومي فعلي جامعه، تنها بايد بخشي از ايام فاطميه را به روضه‌خواني اختصاص داد و قسمت ديگري از اين زمان را به تدريس و تبيين اين خطبه‌ها پرداخت.

ــ اگر جريان فاطميه احيا شود همه مناسبت‌هايي كه در زير مجموعه وجود مقدس حضرت زهراء (س) انجام مي‌شود به مقصد خواهد رسيد.

 

 

shabpare2431@yahoo.com

تقدیم به همه ایرانیان نازنین

در روح و جان من می مانی ای وطن
به زیر پا فِتَد آن دلی که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو همه جهان نیرزد
در روح و جان من می مانی ای وطن
به زیر پا فِتَد آن دلی که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو همه جهان نیرزد
ای ایران ایران
دور از دامان پاکت دست دگران بد گهران
ای عشق سوزان
ای شیرین ترین رویای من تو بمان در دل و جان
ای ایران ایران
گلزار سبزت دور از تاراج خزان جور زمان
ای مهر رخشان
ای روشنگر دنیای من به جهان تو بمان
سبزی سر چمن سرخی خون من سپیدی طلوع سحر
به پرچمت نشسته
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
بمان که تا ابد هستیم به هستی تو بسته
ای ایران ایران
دور از دامان پاکت دست دگران بد گهران
ای عشق سوزان
ای شیرین ترین رویای من تو بمان در دل و جان
ای ایران ایران
گلزار سبزت دور از تاراج خزان جور زمان
ای مهر رخشان
ای روشنگر دنیای من به جهان تو بمان
در روح و جان من می مانی ای وطن
به زیر پا فِتَد آن دلی که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو همه جهان نیرزد

 

 

 

mtymeta@gmail.com

عروسی پسر احمدی‌نژاد، بحث داغ ترکیه

باسمه تعالی 
پس از انتشار
خبر عروسی پسر دکتر احمدی‌نژاد در سایت خبری rasthaber.com ترکیه، این خبر در ماه گذشته به تدریج در رسانه‌های ترکیه مطرح و به موضوع مورد بحث مردم ترکیه تبدیل گردید.
پس از انتشار این خبر در سایت‌های خبری ترکیه، ?احمد هاکان? نویسنده‌ی مشهور ترکیه، در مقاله‌ای کوتاه در روزنامه‌ی حریت (پرتیراژترین روزنامه‌ی ترکیه) بدین موضوع پرداخت. ترجمه‌ی متن کامل این مقاله در ادامه آمده است.

گفتنی است سایت اینترنتی این روزنامه، در صفحه‌ی مربوط به این خبر، لینک عکس‌های عروسی فرزندان محمود احمدی‌نژاد، نجم‌الدین اربکان، رجب طیب اردوغان، و عبدالله گل را نیز قرار داده است.

ترجمه‌ی مقاله:

بحث داغ ?عروسی رهبران اسلام‌گرا چگونه باید باشد؟?
لطفاً به عکس‌های زیر دقت کنید...

این‌ها متعلق به یک مراسم عروسی است...
رئیس‌جمهور ایران، احمدی‌نژاد، برای پسرش عروسی گرفته... این یک "عروسی به سبک احمدی‌نژاد" است...
خانه‌ای که از هرجای آن تواضع می‌بارد... دوزانو بر زمین نشسته و با دوستانش صحبت می‌کند... با رسیدن وقت نماز، نماز به امامت احمدی‌نژاد اقامه می‌شود... پذیرایی‌ای با موز، سیب و پرتقال...
خوش‌گذرانی وجود ندارد... "عروس خانم" در میان نیست... زنان هم نیستند...
آن‌هایی که سبک زندگی غربی را انتخاب کرده‌اند، با نگاه به این تابلوی حیرت‌آور، می‌توانند بگویند "این دیگر چه جور عروسی‌ای است؟!"...
آن‌چه که آن‌ها را فراگرفته، "سادگی افراطی" نیست، بلکه احساس "یک نقص بزرگ" می‌تواند باشد...
اما بیایید ببینید که این عکس‌های عروسی، چگونه آغازگر یک بحث متفاوت در محافل اسلامی ترکیه شده است...

اسلامگرایانی که به اصل "اندیشیدن به مرگ، بیش از اندیشیدن به دنیا" تن نمی‌دهند، با دیدن این عکس‌های "تعجب‌آور" بدون خوشگذرانی و بدون زن، این بحث را مطرح کردند که "یک رهبر اسلامی چگونه باید باشد؟"
این روزها در نشریات، وبلاگ‌ها، سایت‌های اینترنتی، قهوه‌خانه‌ها، کتاب‌خانه‌‌ها، این موضوع، بحث روز شده است.
طرفداران حزب سعادت یا اسلامگرایان مستقل مخالف حزب عدالت و توسعه (
AKP) می‌گویند "عروسی در شأن یک رهبر اسلامی باید همین‌طور باشد... مسئولین تجمل‌گرای حزب عدالت و توسعه باید از این درس بگیرند".
طرفداران حزب عدالت و توسعه هم این طور عکس‌العمل نشان می‌دهند که "شما به جای این حرف‌ها، عروسی مجلل دختر اربکان در کاخ چراغان استانبول را به یاد آورید!"
کسانی هم وجود دارند که این موضوع را از دریچه‌ی "اختلاف شیعه-سنی" ارزیابی می‌کنند...
به عنوان مثال می‌گویند این یک "ترفند عجم (ایرانی)" است و به منظور تبلیغ، عمداً به رسانه‌های ترکیه انتقال داده شده...
در مقابل این، بعضی‌ها هم هشدار می‌دهند که تفرقه‌افکنی نکنید...
بعضی‌ها هم تمنا و آرزو می‌کنند که "کاش احمدی‌نژاد سنی بود"...

خلاصه‌‌ی مطلب...

این روزها در محافل مذهبی، بحث پیرامون تفاوت‌های احمدی‌نژاد، اربکان، طیب اردوغان و عبدالله گل، مد شده است...

 

 

mhrsanei@googlemail.com

مطلبي به شيريني قند

همانطور كه از عنوان مطلب پيداست مطلب امروز خيلي شيرينتر از مطالب قبلي است چرا كه مي خواهم در مورد قند ها و البته کلی تر کربو هیدراتها يك بحث كامل باز كنم .
قبل از ان یک خاطره ئی هم تعریف کنم تا بدانید متاسفانه سطح دانش و اگاهی در میان ورزشکاران بدنسازی چه قدر کم است و ظاهرا بسیاری از مربیان باشگاه ها هم چنین شرائطی به نفع آنهاست و راضیند . حدود یک سال پیش با یکی از دوستانی که مرتب تمرین می کرد صحبت می کردم و حدود 2 سال و شاید بیشتر سابقه بدنسازی داشت و البته همیشه می نالید که وزنش بالا نمی رود و پیشرفتش خوب نیست گفتم توی دوره حجم خوردن کربو هیدرات خیلی مهم است. این بنده خدا یک کم مکث کرد و گفت کربو هیدرات ضرر نداره ؟ اون موقع مانده بودم معطل که بخندم یا به حال این بنده خدا گریه کنم !
يكي از منابع اصلي انرژي بدن كربو هيدراتها است كه در انواع مختلف تك قنديها و چند قنديها در منابع غذائي وجود دارد . دليل نام كربو هيدرات وجود كربن ? هيدروژن و اكسيژن در ترکیب انها است البته چربي ها هم داراي همين تركيب ملكولي ولي داراي تعداد هيدروژن بيشتري ( و بالطبع انرژي بيشتر ) هستند ضمن اينكه يك واحد نيتروژن علاوه براين سه ملكول در تركيبات پروتئين ها وجود دارد.
یک گرم کربو هیدرات حدود 4 کالری انرژی تولید می کند و یک گرم پروتئین همین مقدار کالری در صورت نیاز بدن به انرژی و کمبود کربو هیدرات و چربی در رژیم غذائی وگرنه به ندرت به عنوان منبع انرزی به کار می رود و بیشتر نقش ساختاری دارد و یک گرم چربی 9 کالری تولید انرژی می کند .
كربو هيدراتها را در انواع پيچيده و ساده دسته بندي مي كنند و امروزه بر اساس شاخص گليسميك كه در مورد شاخص گليسميك (تاثير بر ميزان ترشح انسولين ) يك مطلب كامل قبلا اختصاص دادم.
کربو هیدرات ساده یا مونو ساکارید ها عبارتند از گلوکز ( قند خون ) ? فروکتوز ( قند موجود در میوه ها ) و گالاکتوز ( جزئی از قند شیر )
توضیح : میوه ها شامل هر دو نوع گلوکز و فروکتوز با نسبت های متفاوت در انواع آنها هستند و فقط گلوکز در عضلات مستقیما قابل ذخیره به شکل گلیکوژن است ولی کلیه قند ها و سایر ترکیبات غذائی در کبد متابولیزه می شوند .
دی ساکارید ها که از ترکیب دو تک قندی تشکیل می شوند عبارتند از ساکارز ? مالتوز و لاکتوز ( قند شیر ) - ساکارز که ترکیب گلوکز و فروکتوز است در قندان منزل یافت می شود و لاکتوز هم از ترکیب گلوکز با گالاکتوز بوجود می اید و مالتوز هم در حبوبات و غلات تازه می توانید پیدا کنید .
پلی ساکارید ها عموما به نشاسته ها معروفند و عمده ترین شکل کربو هیدراتها اند سیب زمینی ? گندم ? ذرت ? برنج و غلات ... منابع کربو هیدراتهای پیچیده یا پلی ساکارید ها هستند .
ورزشکاران بدنسازی باید 55 تا 65 در صد کالری مورد نیازشان را از منابع کربو هیدراتی تامین کنند ولی اینکه چه نوع کربو هیدراتی را چه وقت مصرف کنیم تاثیر بسیار زیادی درمیزان ذخیره چربی بدن و حتی مقدار عضله سازی دارد که ان شالله در مطالب بعدی توضیح خواهم داد .

 

 

maysam_1382@yahoo.com

نامه عمر به معاويه

بعد از شهادت حضرت زهرا (سلام الله عليها)، عمر (خليفه دوم) در نامه اي طولاني که به معاويه نوشته بود برخورد خود با حضرت زهرا (سلام الله عليها) را چنين بيان کرد:

? پس من بدر خانه علي آمدم، و در اين باب مشورت كرده بودم كه او را از خانه بدر آورم، من فضه كنيزك آنحضرت را گفتم كه علي را بگو كه بيرون آيد و با ابابكر بيعت كند، زيرا كه همه مسلمانان مجتمعند در بيعت او. فضه جواب داد: علي (ع) بكاري اشتغال دارد و نتواند كه به مسجد بيايد. گفتم اين حرفهاي زنانه را كنار بگذار، و علي را خبر ده كه بيايد و با ابوبكر بيعت كند. و اگر بيرون نيايد به اكراه و اجبار او را از خانه بيرون آوريم.
ما در اين گفتگو بوديم كه فاطمه (س) بيرون آمد و در پشت در ايستاد و فرمود: "اي گمراهان و دروغگويان و تكذيب كنندگان خدا و پيغمبر چه ميگوييد؟ و از جان ما خانواده چه ميخواهيد؟"
من گفتم: اي فاطمه؛
فاطمه فرمود: چه ميگويي و چه منظوري داري؟
گفتم: چرا پسر عمت تو را فرستاده كه جواب گويي، و خود در پس پردهء حجاب نشسته؟!
فرمود: اي عمر، طغيان و سركشي تو بود كه مرا از جاي در آورد و حجت را بر تو لازم گردانيد (يعني بيرون آمدن من براي اتمام حجت است با تو) و همچنين بيرون آمدن من حجت را لازم كرده بر هر گمراه و نادان و غوي.
گفتم: فاطمه اين حرفهاي باطل و قصه هاي زنانه را رها كن، و علي را بگو كه از خانه بدر آيد و با ابوبكر بيعت كند؛.
فاطمه فرمود: "لاحب و لاكراهة" دوستي و كراهتي تو را لايق نباشد، آيا بسبب حزب شيطان و لشگر او مرا ميترساني؟ و حال آنكه لشگر و حزب شيطان بسي سست و ضعيف است اي عمر.
گفتم: اگر بيرون نيايد هيزم فراواني جمع كنم؛ و آتشي افروزم كه اين خانه را با اهلش بسوزانم؛ يا آنكه او را بكشم براي بيعت با ابوبكر؛.
پس از اين گفتگوها تازيانه قنفذ را گرفتم، و فاطمه را با تازيانه آزردم، سپس خالد بن وليد را گفتم كه تو و مردان ديگر بياييد و براي من هيزم جمع كنيد و فاطمه را گفتم كه اكنون اين خانه را آتش ميزنم.
فاطمه فرمود: اي عمر دشمن خدا و رسول و اي دشمن علي اميرالمومنين ، اين بگفت و دو دست فرود آورد و در خانه را گرفت، و مانع شد كه من وارد خانه شوم؛ من او را دور كردم و با شدت در را فشار دادم و دستهاي فاطمه را با تازيانه كه در دست داشتم آزردم كه در را رها كند؛ فاطمه در را نگشود، ولي از شدت درد تازيانه، صداي ناله و گريه او را شنيدم، چنان ناله فاطمه در دل من تاثير كرد كه نزديك بود كه من نرم شوم، و از در خانه آنحضرت برگردم؛ ولي در اين موقع دشمنيهاي علي را بياد آوردم و ولع و حرص آنحضرت را در ريختن خون صناديد و بزرگان عرب، و مكر و فريب و جادوي محمد را متذكر شدم؛ و لگد با پاي خود بر در زدم، ولي دختر پيغمبر شكم و احشاء خود را بر در چسبانيده بود، و در خانه را نگهداشته بود كه باز نشود چون من لگد بر در زدم صداي ناله و ضجه از فاطمه شنيدم؛ كه گمان كردم از اثر اين ناله مدينه را زير و زبر كرد و شهر را بحركت در آورد؛ فرمود: اي پدر بزرگوارم، اي رسول خداوند عالميان يا محمد آيا روا است كه به حبيبه تو و دختر تو چنين كنند يكنفر ديگر را هم آواز داد و فرمود آه فضه بيا و مرا درياب؛ بخدا قسم كه فرزندم را كشتند!! من در خانه را بشدت و عنف گشودم؛ فاطمه را ديدم كه تكيه بديوار كرده و او را درد مخاض فرا گرفته؛ در حال سقط فرزند است.
ولي چون من وارد شدم؛ با همان حال فاطمه روي بمن آورد، ولي من از شدت غضب چشمم را پرده گرفته بود، چون نزديك آمد من از روي مقنعه و خمار چنان سيلي بصورت او زدم كه گوشواره او بريده شد، و خود او نيز بزمين افتاد?

بيت الاحزان
تاليف شيخ عباس قمي صفحه 173

 

 

 

alirezamajidi@gmail.com

تاریخچه کنترل‌ از راه دور تلویزیون

Tinypic

در فیلم بسیار جالب کلیک، آدام سندلر از دست کنترل‌های گوناگون وسایل الکترونیکی در خانه، عصبی می‌شود و آرزو می‌کند که ای کاش، همه این وسایل را با یک کنترل، مدیریت می‌کرد. اما هیچگاه تصور نمی‌کرد که ?مورتی? کنترل زندگی را به او می‌دهد!
آیا تا به حال فکر کرده‌اید که -کنترل‌های از راه دور تلویزیون- این ابزارهای بسیار ضروری زندگی، از چه زمانی به زندگی ما وارد شدند؟!
اولین کنترل تلویزیون موجود جانداری به نام انسان بود! بزرگسال‌ها، در طول سالیان متمادی از خردسال‌های خانواده به عنوان کنترل‌های حرف‌گوش‌کن استفاده می‌کردند: ?کانال دو را بگیر، صداش را زیاد کن، ببین تصویر واضح‌تر می‌شه!?
در سال 1950، شرکت زنیت رادیو Zenith Radio، نخستین کنترل تلویزیون را درست کرد. این کنترل Lazy Bones نام داشت و با یک سیم به تلویزیون متصل می‌شد.
در سال 1955، یک کنترل از راه دور بی‌سیم به نام Flashmatic ساخته شد. این کنترل نور را روی سلول فتوالکتریک موجود روی تلویزیون می‌انداخت. متأسفانه کار با این کنترل مشکل بود و استفاده‌کننده از آن باید نور را درست روی سلول فتوالکتریک می‌انداخت.
در سال 1956، رابرت آدلر، کنترلی به نام Zenith Space Command ساخت که از امواج اولتراسوند استفاده می‌کرد.
با اختراع ترانزیستور، تولید کنترل‌ها بسیار آسان‌تر شد و قیمت آنها کاهش چشم‌گیری یافت. از این زمان به بعد از کریستال‌های پیزوالکتریک در کنترل‌ها استفاده می‌شد که می‌توانستند امواج اولتراسوند تولید کنند. فناوری آن زمان‌های کنترل‌های از راه دور چندان بی‌اشکال نبود، گاهی امواج اولتراسوندی که تصادفی توسط دستگاه‌های دیگر تولید می‌شدند، گیرنده‌های آنها را روی تلویزیون به اشتباه می‌انداخت. حتی گاهی صدای سنتور باعث عوض شدن کانال‌ها می‌شد و گاهی اوقات هم خانم‌های جوانی که گوش حساس‌تری داشتند، می‌توانستند صدای این کنترل‌ها را بشنوند.
کنترل‌هایی که تا اواخر دهه 70 تولید می‌شدند، عملکرد محدودی داشتند، با بعضی از آنها فقط می‌شد کانال‌ها را عوض کرد یا صدا را کم و زیاد کرد، بنابراین وقتی بی‌بی‌سی در اواخر دهه 70 فناوری تله‌تکست را ابداع کرد، نیاز جدی به کنترل‌های پیشرفته‌تری احساس شد که با آنها بتوان اعمال متعددی انجام داد.
شرکت ITT یکی از نخستین شرکت‌هایی بود که توانست کنترل از راه دور مبتنی بر امواج مادون قرمز را تولید کند.
Harmony One شرکت لوجیتک، نمونه‌ای از کنترل‌های مادون قرمز مدرن امروزی است که می‌توان با کمک آن همه وسایلی که گیرنده مادون قرمز دارند، کنترل کرد.
Pronto 9600 شرکت فیلیپس را باید کنترل از راه دور آینده دانست، با این کنترل نه تنها می توان تلویزیزیون را کنترل کرد، بلکه می‌توان
مثلا در گاراژ را باز و بسته کرد یا نور اتاق را کم و زیاد کرد.

منبع: ویکی‌پدیا و electronichouse

 

 

niceboy_1380@yahoo.com

این زن فروشی است

بر اساس مدارک به‌ جا مانده از اواسط دهه‌ی سوم قرن بیستم میلادی (1925)، سهام‌داران و صاحبان برخی از رشته‌های صنعتی جهت فروش محصولات خود در بازار، از درج آگهی‌ها در مطبوعات و جراید پر خواننده‌ی آن مقطع، بهره می‌بردند. با گذشت زمان، آن سهام‌داران و مدیران صنایعی که مدت‌ها چنین سبک کاری را برگزیده بودند، متوجه شدند که استفاده از آن متد تقریباً قدیمی، چندان کمکی به رشد درآمدهایشان نمی‌کند. از این‌رو به‌فکر آزمایش روش‌های کارآمدتری افتادند. آنان دریافتند که درآمیختن تبلیغ تولیدات آماده برای مصرف با تصاویری هیجان‌آمیز بدین نیاز پاسخ می‌گوید.
اینک و در عصر ما یکی از راه‌های افزایش سطح تقاضا برای این‌دسته از کالاها، نشان دادن تصاویر زنان نیمه برهنه توأم با اجناس مورد تبلیغ می‌باشد. در این آگهی‌ها زنان مهیا کننده‌ي لذت بینندگان‌اند. آن‌ها آماده و رضایت‌مند بسان موجوداتی بی‌اراده و شکیب و یا دختر‌بچه‌های بی‌دفاع با قیافه‌هایی عشوه‌گرانه از هر طرف، از بالا به پائین و گاه با انگشتی در دهان نمایش داده می‌شوند.
احتمالاً به‌زعم بعضی‌ها استفاده از زنان در تبلیغات تجارتی امری خوب، عادی و معمولی بنمایاند. لیکن علی‌رغم چنین برداشتی این عمل شأن انسانی زنان را تا مرز یک کالای مصرفی در جامعه کاهش می‌دهد و بدتر از آن نگاه حقارت‌آمیز به جنس مؤنث را در اذهان می‌پروراند.
جنس مذکر هم در آگهی‌های تجاری می‌آید، مع‌هذا حالت یک مرد کاملاً با حالت یک زن فرق دارد. مردان همیشه با پاهای قرص و محکم ، استوار و چسبیده به زمین و بازوهای درشت و پیوند زده مانند ? جنس مسلط? ظاهر می‌گردند. در این تصاویر مردان در حال فعالیت و ورزش هستند، اما زنان با پاهای زیبا، کمرهای باریک به‌ مانند ?یک کالا? ?یک جنس مفعول? به تماشاگر معرفی می‌شوند. دقیقاً همین قضیه، مشکلات عدیده‌ای را در بین جوامع پدیدار نموده است.
تحقیقات به ‌عمل آمده حول جرائم جنسی حکایت از این دارد که پخش فیلم‌ها و عکس‌های تبلیغی، اثرات و نتایج دردآوری در زندگی واقعی زنان جوامع غربی و حتی جوامع دیگر در پی داشته است. بر طبق آمار "سازمان عدالت" زنای به عنف و تجاوز به زنان و دختران جوان سیزده درصد بیشتر از تجاوز به پسر بچه‌ها می‌باشد. سالانه هجده و دو دهم درصد از زنان آمریکا مورد تعرضات جنسی واقع می‌گردند. باید در نظر داشت این آمار از روی پرونده‌های تحت پیگرد در مراجع قضائی آمریکا تهیه شده است.
تمثال و شکل زنان در تبلیغات و یا تولیدات سینمائی، شمایل‌هایی کاملاً ساختگی‌اند. این زنان که نمایندگی کمتر از 5% از کل جمعیت جنس مؤنث را به خود اختصاص می‌دهند، به‌طور باور نکردنی لاغر و خوش اندام و دارای پوست های کم عیب و زیبا هستند. فی الواقع قیافه‌های آنان اغلب توسط جراحی پلاستیک بدین فرم درآمده اند. ناگفته نماند این زنان گریم شده با اندام‌های عالی به لحاظ روانی عقیدۀ کمال مطلوب دست نیافتنی را به تعدادی از زنان می‌بخشند.
مسلماً زنان هرگز بصورت طبیعی بدین شکل در نمی‌آیند، پس چگونه یک زن می‌تواند چنین اندامی را برای خود بسازد؟ ورزش، وزن کم کردن تحت نظر پزشکان، تهیه‌ی تولیدات دارویی مرتبط با زیبا سازی ظاهری و یا با مراجعه به جراحان پلاستیک؟ در نتیجه رسالت بعدی این‌نوع آگهی‌ها چه مستقیم و چه غیرمستقیم تشویق و برانگیختن زنان در تهیه‌ی محصولات غیر‌ضروری و بی ربط با نیازهای اساسی‌شان می‌باشد.
مشکل به همین‌جا خاتمه نمی‌شود، یکی دیگر از مضرات حضور زنان در تبلیغات تجارتی، سوای سلب اعتماد به‌نفس در میان قاطبه‌ی زنان و تحریک آنها در تغییر ظاهرشان، اختلالات جسمی ناشی از پناه بردن به رژیم غذایی است. بر پایه‌ی برآوردها، در سال‌های اخیر حدود ده میلیون از دختران و زنان آمریکایی به‌همین علت و اصرار در چنین خطایی دچار بیماری‌های صعب‌العلاج جسمی و روحی شده‌اند.
هم‌چنین به گفته‌ی نهاد "National Eating Disorder Association" در ایالات متحده، 80% زنان ناراضی از قیافه‌ی خود، فکر و ذهن‌شان به این مسئله معطوف شده که چگونه به چشم آیند. این دل‌مشغولی موجب گشته تا آنان از پرداختن به جنبه‌های مهم‌تر زندگی غافل بمانند. به‌کارگیری زنان در آگهی‌ها تا حدود زیادی به اهداف طبقه‌ی سرمایه دار مبتنی بر کسب درآمد بیشتر و نیز دور ساختن شماری از شهروندان جوامع متبوع خویش از صحنه‌ی سیاست و فعالیت‌های اجتماعی خدمت کرده است.

برگرفته از سایت زنان سوسیالیست آمریکا

 

 

toraj_fal@yahoo.com

یک لبخند تلخ

سلام بر شما دوستان روزانه که نادیده بهتون علاقه و انس پیدا کرده ام ، و احساس تنهائی با وجود شما ندارم و میخوام درد دل کنم و سبک بشم ، دردم البته از جنس درد همه مردمه و چیز جدیدی نیست ، ولی هر چه هست ، منو کشوند پای کامپیوتر ،،،،،،،،،،
دوستی دارم که پس از سالها کار و تلاش و گذران زندگی همراه با سختی ، جهت کسب درآمد بیشتر از من خواست در محل کار و زندگی خودم که آن سالها بندری در جنوب کشور بود ، برایش کاری کنم و من هم در ایجاد کارگاه نجاری برایش آنچه از دستم برآمد کوتاهی نکردم و اکنون پس از سه ،چهارسال که تازه میبایست طعم آرامش و رهائی از قرض و بدهی را بچشد ، به مشکلی برخورد و بهانه ای شد تا با شما از او صحبت کنم .
دختر دوستم از سالها پیش دچار کم شنوائی بود و بارها به پزشکان مختلف مراجعه نموده بودند ، و نسخه های متفاوتی برایش تجویز و بمصرف رسیده بود ، و حتی یک نوبت نیز توسط پزشکی تحت عمل نیز قرار گرفته که متاسفانه موفقیتی در پی نداشت ، دختر خوب و دوست داشتنی در این مدت لیسانس حسابداری گرفته و پس از چند سال خانه نشینی و جویای کار شدن تازه کاری پیدا کرده و سر کار رفته بود که ناشنوائی بیشتر و بیشتر شد تا بحدی که با صدای بلند نیز متوجه مخاطب نمی شد ، مجددا عکسبرداری و آزمایشات اولیه انجام و خانواده اول هفته راهی تهران شده و در بیمارستانی مورد معاینه قرار گرفت .
چند ساعت پیش که از دوستم خبر گیری میکردم و از حال دخترش جویا شدم ، با صدائی لرزان میگفت : پزشک معالج گفته است راهی جزعمل ندارید و تنها در تهران امکانات برای عمل دختر شما مهیا است . از او دلیل ناراحتی و اندوهش را پرسیدم ، که گفت پزشک معالج گفته است من علاوه بر مخارج بیمارستان دو و نیم میلیون تومان برای انجام این عمل دریافت میکنم و اکنون باید به محل کارم رفته و برای تهیه این مبلغ چاره ای بیندیشم .
چاره ای که دوستم میگفت ، قطعا فروش ابزار کار و اثاثیه کار نجاری اش است و راه دیگری ندارد .
به نظر شما مقصر کیست ؟ تامین اجتماعی که هر روز خبر از گسترانیدن چتر حمایتی اش بر سر طبقه محروم و زحمتکش میدهد در این باره مقصر است ؟ گرانی و تورم روز افزون باعث شده تا پزشکان ما نرخ خدمات خود را اینچنین مطالبه کنند ؟ کمرنگ شدن ایمان واعتقادات جامعه پزشکان مرفه و دست طلائی باعث شده خشک و تر ، دارا و ندار این گونه مورد تلافی قرار گرفته و هزینه پردازی کنند ؟
به نظر شما در شیخ نشینهائی که پیرامون سواحل جنوبی کشور ما زندگی میکنند یا در کشورهای کمونیستی که نه خدا میشناسند و نه انواع و اقسام ادعیه را در هفته زمزمه میکنند نیز بیماران چنین هزینه هائی باید پرداخت کنند ؟ در کشورهای اروپائی چطور ؟ من شاهد بودم در کشور انگلیس که استعمارگر ی هایش زبانزد خاص و عام است و همیشه نمونه و گاو پیشانی سفید شده برای نشان دادن چپاول و غارت ملتها ، خدمات پزشکی و بیمارستانی برای خانمی باردار از ماه ششم یا هفتم با معاینات هفتگی و مشاوره ، ارائه بولتن ها و مجلات پزشکی در خصوص مراقبتهای ویژه برایگان شروع شد تا دو هفته آخر بارداری که این نظارت شدید تر شده و چند روز مانده به زایمان دراتاق خصوصی بیمارستان بستری و پرستاری مخصوص مراقبت و رسیدگی به نوزاد شد ، جالب اینکه هنگام ترخیص از بیمارستان پرستار به همراه کودک و مادر به خانه آمده و درخواست اتاقی جهت اقامت در منزل جهت پرستاری از طفل و ادامه انجام وظیفه تا چند روزی را نمود، که پدر و مادر نوزاد او را قانع نمودند که نیازی به کمک پرستار ندارند و مادر بزرگ نوزاد از ایران به این منظور آمده است ، رایگان بودن تمام این خدمات بجای خود ، بدانید که خانواده مذکور تقاظای پناهندگی به کشور انگلیس داده بودند و در دادگاه نهائی که قبل از این ماجراها برگزار شده بود ، از طرف کشور انگلیس ترک خاک شده بودند و باید کشور استعمارگر را ترک میکردند ( که تا این لحظه نه تنها ترک خاک نکرده که چنین قصدی نیز ندارند )
هم اکنون که مشغول نوشتن این سطور هستم تلویزیون مشغول پخش سریال دکتر قریب است و مهدی خان هاشمی هنرمند قابل و دوست داشتنی دارد راجع به پزشک و از تعهدش نسبت به مردم با جملاتی قصار میگوید ( اگر متعلق به خودت هستی ،پزشک نیستی و اگر پزشک هستی دیگر متعلق به خودت نیستی )
از هر چه سیاست و خط و جناح و اقلیت و اکثریت به شدت بدم آمده و این چیز ها رو ابزاری برای رسیدن به قدرت و سوار شدن بر این مردم مظلوم میدانم ، شما چطور ؟

 

 

chehrzad332@yahoo.com

چطور باید دفاع از فلسطین را در ایران جذاب‌تر کرد

وقتی که دیدم گروه کیوسک در یکی از آهنگهایش اصل ایده‌ی جمهوری اسلامی، یعنی ترکیب دین و دموکراسی را با تشبیه آن به پیتزا و قورمه سبزی مسخره می‌کند و بعد هم حمایت ایران را از مردم فلسطین و همینطور برنامه‌ی اتمی ایران را تحقیر و استهزا می‌کند، تقریبا حدس زدم که عاقبتشان به کجا ختم خواهد شد: عباس میلانی و موسسه‌ی هوور دانشگاه استنفورد
اشتباه نکنید. من هیچ مشکلی ندارم که ?کیوسک? یا هر گروه درجه‌ی هشتی بیاید و مواضع وزارت خارجه‌ی آمریکا را در موزیک قلابی تقلیدی‌اش بگنجاند و صفحه‌هایش را حتی در ایران منتشر و پخش کند و آزادانه کنسرت بدهد و اینها. ولی از این عصبانی‌ام که جمهوری اسلامی با این همه پول و امکانات انسانی‌ای که دارد نمی‌تواند حتی از مواضع برحق خودش، مثل همین حمایت از مقاومت مردم فلسطین دربرابر حکومت استعماری و نژادپرست اسراییل، درست و حسابی دفاع کند و با همین ابزار کیوسک با تفکر آنها مبارزه کند.

البته نمی‌خواهم مثل برخي ها که در عمل دیدگاه بچه‌باحال‌های شمال شهری تهران را به کل مردم ایران تعمیم می‌دهد، بگویم که هیچکس در ایران دلش با فلسطین نیست و همه ته دلشان از آنها متنفرند و از روی این تنفر دلشان با اسراییل است. ولی متاسفانه در ایران هر چه آدم‌ها جوان‌تر، پولدارتر و درس‌خوانده‌ترند این نگاه را به مساله‌ی اسراییل و فلسطین دارند و این خطری بالقوه است.

جمهوری اسلامی خیلی خوب توانسته است اکثریتی بزرگ از مردم ایران را در این دیدگاه‌ها با خود همراه کند و تصادفی نیست که هنوز اکثریت مردم ایران دلشان با فلسطین است و از حمایت حکومت‌شان از این ستمدیده‌ترین مردم دنیا راضی‌اند. نباید یادمان برود که اتفاقا حمایت از فلسطین بر اساس قانون اساسی وظیفه‌ی جمهوری اسلامی است و این قانون اساسی هم تا حالا دوبار (پس از انقلاب و پس از جنگ در بازنگری قانون اساسی) از اکثریت قاطع مردم ایران رای آری گرفته است. (اصل دوم قانون اساسی می‌گوید که ایران موظف است با تمام امکاناتش سیاست خارجی‌اش را طوری تنظیم کند تا بتواند از تمام مستظعفان دنیا بی‌دریغ حمایت کند.)


پیدایش و گسترش اسراییل در این شصت سال تنها با نیروی نظامی ممکن شده است

مساله این است که بخشی از آن اقلیت کوچک که همراه با این اصول نیست بخاطر دسترسی بیشترش به ثروت و آموزش، در ده، پانزده سال آینده نفوذی چندین برابر آن اکثریت خواهد داشت و این خطری است برای جمهوری اسلامی که بخشی موثر از نخبگانش به اصول مبنایی‌اش بی‌اعتقاد باشند.

راحت بگویم: جمهوری اسلامی مواضع برحقش را، از جمله دفاعش از فلسطین، ?سکسی‌تر? ارایه کند. نمی‌گویم که کل سیستم فرهنگ‌سازی‌اش را عوض کند، چون این سیستم فعلی برای اکثریت بزرگی از مردم جواب می‌دهد. ولی همین سیستم فعلی برای این اقلیت کوچک نخبه نه تنها جواب نداده و نمی‌دهد، بلکه تاثیر معکوس گذاشته و خواهد گذاشت. یعنی نه تنها در میان این اقلیت نتوانسته همدلی با فلسطین ایجاد کند، بلکه روش‌هایش نتیجه‌ی معکوس داده و همدلی با اسراییل ایجاد کرده است.

خود من با شرمندگی تمام سالهای سال جزو همین گروه اقلیت بوده‌ام و خوب می‌توانم این تاثیر معکوسی را که می‌‌گویم درک کنم. من تا وقتی که از آن فضای تبلیغاتی بیرون نیامدم و ندیدم که چقدر آدم‌های کاردرست و درس خوانده‌ی بقول ما خارجی و حتی یهودی هستند که صدها بار بیشتر از من مخالف اسراییل و مدافع فلسطین هستند، مثل بسیاری از هم‌نسلانم همدلی زیادی با فلسطین و موضع رسمی جمهوری اسلامی در قبال آن نداشتم.

راجر واترز: اسراییل از فلسطین زندانی بزرگ ساخته است

البته خواندن بیشتر و تفکر بی‌طرفانه‌ی بیشتر هم در این تغییر آرام بی‌تاثیر نبود، ولی، خودمانی بگویم، تا وقتی ندیدم که طرفداری از فلسطین در انحصار مردان ریشوی عصبانی و زنان چادری سبیلوی دنیا نیست، سراغ آن نوشته‌ها و تفکرات تازه نرفتم. تا وقتی در خود اسراییل ندیدم که چقدر جوان‌هایشان بیشتر از من از ظلم و نژادپرستی و جنایت‌های حکومتشان شرمنده و خشمگین‌اند، این تلنگر به ذهن من نخورد. تا وقتی ندیدم در قلب همین اروپا، دختران سکسی و اهل پارتی و خوش‌گذران برزیلی و انگلیسی و نروژی و ایتالیایی و فرانسوی و اتریشی و آمریکایی صدها مرتبه از من پر ادعا بیشتر با ضعیفان دنیا همدلی می‌کنند و با افتخار چفیه دور گردنشان می‌اندازند و به راهپیمایی‌های ضداسراییلی می‌روند و مثلا استارباکس نمی‌روند چون صاحبش صهیونیست است و میلیون‌ها دلار در سال به اسراییل صدقه می‌دهد، این تکان به من وارد نشد.

بهرحال ما همه انسانیم و انگیزه‌هایمان برای کارهای مختلف آن‌قدر که خودمان فکرمی‌‌کنیم عقلانی نیست و بسیاری از آن به چیزهای خیلی کوچکی مثل یک عکس، یا یک رنگ یا بو یا خاطره یا آهنگ و اصولا حس‌هایمان برمی‌گردد تا قدرت تعقلمان. این چیزی است که جمهوری اسلامی با اینکه می‌فهمد و خوب هم برای آن اکثریت اجرا کرده است، به دلایل مختلف نتوانسته برای این اقلیت جوان درس‌خوانده‌تر و اصطلاحا امروزی‌تر عملی کند.

همین پتانسیل خطرناک است که عباس میلانی و رفقایش در هوور یعنی لری دایموند (که از مهمترین آدم‌های NED هم هست) و رابرت مک فال -- که از مهمترین مشاوران حکومت آمریکا برای طراحی روش‌های سرنگونی غیرنظامی ایران هستند -- دنبال موزیک پاپ و وبلاگ‌ها و سکس و حقوق زنان و جامعه مدنی در ایران راه انداخته است.

 جودیت باتلر: نقد اسراییل نه تنها بر اساس یهودیت ممکن، بلکه لازم است

مثلا همین هفته‌ی پیش یک آگهی در روزنامه‌ی هرالد تریبیون چاپ شد که در آن تعدادی از باحال‌ترین آدم‌های فرهنگی و هنری غیر مسلمان و غیر عرب دنیا به اسراییل بخاطر جشن شصت سالگی‌اش تاخته بودند و خلاصه گفته بودند که شصت سال رقصیدن بر گور هزاران هزار فلسطینی که شما مملکتتان را روی آن ساخته‌اید مایه‌ی شرم است، نه جشن. آدم‌هایی از راجر واترز (که بخاطر پینک فلوید در ایران این همه کشته و مرده دارد) و کن لوچ (فیلمساز یهودی و انگلیسی) و ایان پیس (موسیقی‌دان انگلیسی و یهودی موزیک کلاسیک) تا جودیت باتلر (فیلسوف یهودی آمریکایی و ضد صهیونیست و همجنسگرا و مدافع حقوق زنان) و جیانی واتیمو (فیلسوف همجنسگرای ایتالیایی) و نایومی والاس (نمایشنامه‌نویس یهودی آمریکایی). (نسخه‌ی پی.دی.اف آن را ببینید.)

چه می‌شد اگر مثلا شبکه‌ی سوم یا چهارم یا شبکه‌ی تهران تلویزیون شروع می‌کرد و مثلا در یک برنامه‌ی ده قسمتی با این جور آدم‌های مصاحبه می‌کرد یا نظراتشان را درباره‌ی دلایل‌شان برای دفاع از فلسطین و مخالفتشان با اسراییل پخش می‌کرد؟

سخنرانی ایلان پاپه درباره‌ی پاکسازی نژادی فلسطینیان توسط اسراییل

یا مثلا راجر واترز و دمیس رسوس (او هم بیانیه را امضا کرده است) و مارسل خلیفه را به تهران دعوت می‌کرد و در همین سالروز شصت‌سالگی اشغال فلسطین برایشان در سه شب در ورزشگاه آزادی به همراه چه میدانم محمد اصفهانی و محسن نامجو و علیرضا عصار و اینها کنسرت می‌گذاشت و میلیون‌ها جوان پاک‌دل ایرانی را که همیشه بر اساس فرهنگ ایرانی طرفدار ستمدیدگان بوده است با چهره‌ای دیگر از طرفداران فلسطین آشنا می‌کرد، و همزمان هم بطور مستقیم آن را در شبکه‌ی سوم پخش می‌کرد؟ یا اصلا خرج این کنسرت را می داد و در دوبی برگزارش می‌کرد و بعد از شبکه‌ی سوم مستقیم پخشش می کرد؟

یا مثلا ایلان پاپه‌، نویسنده‌ی اسراییلی شدیدا منتقد اسراییل و مدافع فلسطین را دعوت می‌کرد به ایران و برایش در دانشگاه‌ها تور سخنرانی می‌گذاشت و نشان می‌داد که چطور حتی خود اسراییلی‌ها هم از این ظلم ناراضی‌اند و حق را به فلسطینیان می‌دهند؟ چطور آمریکایی‌ها برای شیرین عبادی تور می‌گذارند که برود این طرف و آن طرف دنیا و بریند به جمهوری اسلامی؟ چرا ایران از این مقابله به مثل‌ها نمی‌کند؟

جمهوری اسلامی تنها کشور دنیا است که با گفتار و کردارش صادقانه پشت این ملت ستمدیده ایستاده است و میلیاردها نفر از مردم جهان ایران را به این دلیل می‌ستایند. آن وقت یکی، دو میلیون جوان ایرانی را در همین ایران نمی‌تواند قانع کند که چرا باید به این دفاع و مقاومت افتخار کنند؟

منظور من از سکسی کردن مقاومت بر ضد استعمار و سلطه‌ی آمریکا و اروپا و اسراییل همین است و یکی از اهداف من برای بازگشت به ایران نیز همین است.

 

+نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت12توسط فاطمه پروین | |